داستانی از دل زندگی: روسکین باند
در یک صبح مهآلود، پسری ۱۲ ساله در ایستگاه قطار، منتظر قطارش بود. زنی غریبه با چشمانی مهربان، با او همکلام شد و لحظهای گرمی به او بخشید. این برخورد کوتاه، سالها بعد در قلب آن پسر به یکی از زیباترین داستانهای ادبیات هند تبدیل شد.
آن پسر، روسکین باند بود و آن داستان، «زن سکوی شماره ۸». خود باند گفته است که این داستان کاملاً زندگینامهای نیست، اما بسیاری از داستانهایش ریشه در لحظات واقعی و بهظاهر فراموششدنی زندگی او دارند .
📌 برگرفته از: داستانی از دل زندگی: روسکین باند
