لوگو سایت دریادل

نوت ها

تئودور روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا، در یکی از زمستان‌های سخت، با یک قایق بداهه به تعقیب دو دزدی رفت که قایق او را دزدیده بودند. پس از چند روز، آن‌ها را یافت و دستگیر کرد. سپس در میان برف‌های بی‌نهایت، ۴۰ مایل پیاده به ایستگاه قطار رفت تا دزدان را به عدالت بسپارد. نکته جالب اینجاست که مورخ دیوید مک‌کالو می‌گوید...

آلبرت انیشتین، نابغه فیزیک، ظاهراً دیر شروع به حرف زدن کرد و پدر و مادرش نگران رشد ذهنی او بودند. تا اینکه یک شب سر میز شام، انیشتین سکوت خود را شکست و گفت: «سوپ خیلی داغ است.» پدر و مادرش که از این موضوع بسیار خوشحال شده بودند، پرسیدند چرا تا به حال حرف نزده است. انیشتین پاسخ داد:...

در مهمانی یکی از بانوان اشرافی پاریس، نجیب‌زاده‌ای مغرور به الکساندر دوما، نویسنده فرانسوی، گفت: «ببخشید آقای دوما، آیا این درست است که پدرتان مولاتو (دورگه) بوده است؟» دوما پاسخ داد: «درست است.» نجیب‌زاده ادامه داد: «پس پدربزرگتان سیاه‌پوست بوده است؟» دوما گفت: «بله.» نجیب‌زاده با تمسخر پرسید: «پدربزرگ بزرگتان چه بوده؟» دوما با جدیت پاسخ داد: «میمون. بله، همان‌طور...

اسکار وایلد، نویسنده ایرلندی، برای دیدن اولین اجرای نمایشنامه یکی از آشنایانش به تئاتر رفت. بعد از پایان پرده اول و دوم، نویسنده از وایلد پرسید که نظر او چیست. وایلد با خونسردی پاسخ داد: «به نظر می‌رسد بیرون باران زیادی می‌بارد.» نویسنده پرسید: «چرا؟» وایلد گفت: «چون کسی نمایش را ترک نمی‌کند.»

© 2026 - ۱۴۰۵
【 کدنویسی شده با همراهی ☕ + ❤️ = 🫶 】